بارها شنیده اید که وقتی دو نفر به هم می رسند و مدت زیادی همدیگر را ندیده اند، یکی از ان ها می گوید: فلانی من از صمیم قلب دوستت دارم یا اینکه قلباً دوستتان دارم، دومی در جواب می گوید : دل به دل راه دارد یا اینکه اگر اولی بگوید ما را ترک کردی و هجران پیشه نمودی، دومی می گوید فاصله، فاصله قلب هاست نه دوری مسافت ها و از همدیگر تشکر می کنند، تا حالا از خود یا دیگران پرسیده اید که این جملات در عالم خارج و ملموس، مصداق دارند یا خیر؟
از جهتی همه اقشار مردم از عالی و واطی، با سواد و بی سواد، پیر و جوان، زن و مرد، کارگر و کشاورز، دانشمند و استاد، در خیابان- در محل کار- در خانه- در مدرسه از این جملات استفاده می کنند، این جملات فقط جنبه تعارف در مکالمات روزمره دارند؟یا حقیقتی ماورای لفظند؟
از شما می خواهم اگر تا حالا به مصداق خارجی این جملات توجه نکرده اید، با کمی تأمل در معاشرت مردم مصادیق آن را پیدا کنید و برای سهولت کار، بنده چند مثال با زبان ساده برای شما می گویم تا ملکه ذهن شود و حس کنجکاوی شما بیشتر تحریک گردد.
از خیابان شهر خودمان شروع می کنیم، وقتی به خیابان می آییم می بینیم دو نفر که فاصله آن ها از همدیگر کمتر از یک متر است با صدای بلند سر همدیگر داد می زنند تا جاییکه تمام اهل محله، آن صداها را می شنوند ولی این دو صدای همدیگر را نمی شنوند و سعی دارند صدای خود را هرچه بلند تر بکنند شاید طرف دیگر متوجه حرف آن ها بشود ولی نمی شود که نمی شود.
و دو نفر دیگر با همان فاصله یا حتی بیشتر نشسته اند و حرف می زنند آنقدر آرام حرف می زنند که به فاصله یک متر از آن ها صدای آنان را نمی شنوی و اگر دقیق بشی، فقط حرکت چشم ها و لب ها و دستان آنان را می بینی، گاهی لبخند می زنند گاهی اخم می کنند گاهی گشاده رو و گاهی عبوس، اما صدایی نیست، گویا این دو نفر تو هم رفته اند.
چرا گروه اول با آن فاصله کم صدای گوش خراش همدیگر را نمی شنوند و گروه دوم با همان فاصله صدای تکان خوردن لب های خویش را می شنوند و لذت می برند؟
این دو گروه مصادیق ملموس این جمله ها هستند( دل به دل راه دارد- فاصله، فاصله قلب هاست نه دوری مسافت ها)
گروه اول صدای آن ها بر اثر اختلاف و دوری قلب های آنان از همدیگر بلند می شود و هرچه قلب ها بیشتر فاصله بگیرند، صداها بلندتر می شود و در نهایت اگر هم صدایی به گوش هم برسانند متوجه معنی نمی شوند زبان از قلب بریده و چون ارتباطی با مرکز عاطفه و مهر و محبت ندارد آنچه برون می اندازد تراوش معده است مثل بیماری که بالا می آورد، در آنچه بالا آورده همه چیز دیده می شود، نمیشه به معده خود بگوید سبزیجات را بالا بیاور ولی میوه ها بماند، معده سبزیجات و میوه ها و... و هر آنچه در ان هست بیرون می ریزد.
و گروه دوم وقتی عاشق و معشوق کنار هم بیایند، اجازه دخالت اغیار در محیط عشق نمی دهند، نمی گذارند دیگران صدای آن ها را بشنوند، قلب ها به هم پیوند خورده اند، نیازی به الفاظ نیست چشم به قلب وصل است، گوش به قلب وصل است، دست و پا و تمام حواس پنج گانه به قلب وصلند، و قلب به قلب وصل است لهذا بعد مسافت باعث بالا رفتن صدا نمی شود، هر آنچه از دل برآید، بر دل نشیند.
پدری با فرزندش- مادری با دخترش- خانمی با همسرش- خواهری با خواهرش- دوستی با دوستش- انسانی با انسان دیگر و ... اگر دل های آن ها به هم نزدیک شد صدا پایین می آید و اگر از هم فاصله گرفتند لاجرم صداها بلند می شوند چون فاصله فاصله قلب هاست نه دوری مسافت ها
به قلم والی عزیزنیا
برچسب:
نویسنده: آروین محمدپور